چرا نوشتن روزانه زندگیتونو تغییر میده؟
خب، راستشو بخواین، نوشتن روزانه یه جورایی مثل اون باشگاه رفتنه که همه میگن «اولش سخته ولی زندگیتو عوض میکنه» ولی تا نری نمیفهمی. فقط فرقش اینه که برای نوشتن لازم نیست پول بدی یا خودتو بندازی زیر دستگاه لگپرس. یه قلم، یه کاغذ (یا حتی اپلیکیشن نوت گوشیت) کافیه تا مغزت بره باشگاه.
۱. نوشتن یعنی خلوت با خودت (بدون اینکه خالهزنک درونت دخالت کنه)
ما همه توی سرمون یه دادگاه داریم. یه قاضی جدی، یه وکیل مدافع، یه دادستان همیشه شاکی. نوشتن روزانه کاری میکنه که این همه صدا رو بریزی روی کاغذ و بالاخره بفهمی کی داره چی میگه. اینجوری اون خالهزنک درونت که مدام میگه: «تو نمیتونی، ولش کن» بالاخره ساکت میشه چون نوشتههاش رو داری جلوی چشم.
۲. حافظهت از حالت «ماهی قرمز» درمیاد
هممون این صحنه رو داشتیم: میری آشپزخونه، یخچال رو باز میکنی، بعد میپرسی: «من چی میخواستم؟» یا میری توی اتاق و یادِت نمیاد واسه چی رفتی. نوشتن روزانه، مخصوصاً اگه لیست کارا یا خاطرات روزانه باشه، مغزتو تربیت میکنه. کمکم حافظهت میفهمه که باید چیزی رو نگه داره چون «این آدم مینویسه، بعداً ازم بازخواست میکنه!»
۳. نوشتن روزانه، تراپی ارزون و بیعارضه
بذار رک بگم: روانشناس رفتن گرونه. ولی نوشتن؟ رایگانه. کافیه روزی ده دقیقه، هرچی توی ذهنت میچرخه رو بریزی بیرون. انگار داری زبالههای ذهنی رو هر روز میدی شهرداری ببره. نتیجه؟ خونهی ذهنت تمیز و مرتب میمونه. حتی اگه مشکل خاصی نداشته باشی، همین سبکشدن از افکار اضافی معجزهست.
۴. ایدههات رو شکار میکنی قبل از اینکه فرار کنن
ایدهها موجودات وحشی هستن. اگه شکارشون نکنی، فرار میکنن و میرن تو ذهن کس دیگهای! نوشتن روزانه باعث میشه هر فکر کوچیکی رو که جرقه زد، بنویسی. بعداً همین جرقهها میشن طرح رمان، بیزنس، یا حتی همون کپشن خفن اینستاگرامی که لایک میترکونه.
۵. پیشرفتت رو میبینی (و به خودت حال میدی)
نوشتن روزانه مثل اینه که از خودت هر روز یه سلفی بگیری. بعد از یه مدت برمیگردی و میبینی «واو! من چقدر تغییر کردم». نوشتههای قدیمیت نشون میدن چقدر رشد کردی، چه دغدغههایی داشتی و حالا کجا وایسادی. یه جورایی مثل تایملپس زندگیته.
۶. نوشتن باعث میشه کمتر غر بزنی (باور کن!)
وقتی همهی غرها و حرصها رو میریزی روی کاغذ، دیگه مجبور نیستی بری سر یکی خالیشون کنی. نوشتن روزانه یه جور «خنثیکننده بمب» عمل میکنه. قبل از اینکه منفجر شی، کاغذ بار همه چیزو به دوش میکشه.
۷. نظم و انضباط، یواشکی میاد تو زندگیت
نوشتن هر روز، حتی اگه فقط سه خط باشه، مغزتو شرطی میکنه که کارای کوچیک اما مستمر انجام بده. این نظم آرومآروم به بقیه بخشای زندگیت هم سرایت میکنه. اول مینویسی، بعد میبینی کمکم ورزش میکنی، بعد رژیم میگیری، بعد یههو به خودت میای میبینی آدم درستوحسابی شدی!
۸. از دلخوشیهای کوچیک لذت بیشتری میبری
وقتی روزمرگیتو مینویسی، متوجه میشی چقدر لحظههای ریز و بامزه وجود داره. مثلا اون روز که همکارت کفششو جفت جفت اشتباه پوشیده بود یا راننده تاکسی به جای سکه، آدامس پس داد! نوشتن باعث میشه قدر همین لحظههای کوچیکو بدونی و خوشحالتر باشی.
۹. نویسنده نمیشی، ولی داستان زندگیتو میسازی
لازم نیست رماننویس باشی یا شاعر باشی. نوشتن روزانه صرفاً کمک میکنه زندگیت شکل بگیره. تو میشی نویسندهی روایت خودت. این یعنی کنترل بیشتری روی مسیرت داری. به جای اینکه زندگی همینطوری بکشهت اینور و اونور، تویی که سکان رو میگیری.
۱۰. مغزت خوشتیپ میشه!
آره، درست شنیدی. نوشتن باعث میشه ذهنت منظمتر، خلاقتر و جذابتر کار کنه. یه جورایی مثل اینه که مغزت باشگاه بره و فیگور بگیره. بعد میبینی حتی موقع حرف زدن هم واضحتر و قشنگتر بیان میکنی.
خب حالا چی کار کنیم؟
شروع کن! لازم نیست یه دفترچه قشنگ بخری یا فونت خاص پیدا کنی. از امروز، حتی اگه فقط سه خط بنویسی، یعنی شروع کردی. مهم «ادامه دادن»ـه، نه «کامل بودن».
در کل
نوشتن روزانه، همون قرص جادوییایه که هیچ داروخونهای نمیفروشه. ارزونه، آسونه، و اثرش توی چند هفته معلوم میشه. حالا انتخاب با خودته: میخوای بذاری زندگی همینطوری ازت رد شه، یا میخوای هر روز چند خط بنویسی و زندگیتو ورق بزنی؟



آخرین نظرات: